Sunday, August 01, 2010

به قول یکی‌ از دوستان، "مردم ایران نه تنها مذهبی‌ هستند متاسفانه، که از نوع مذهبی‌ عوامانه یا خرافاتی اند".این بدترین شکل از تربیت جامعه است.مغز‌های یخ زده ائی که به هیچ چیز نمیاندیشند و تنها به چیزی که از کودکی یادشان داده اند نه تنها باور که تعصب دارند.چیزی که ایران امروز با آن مواجه است.هنوز در قرن ۲۱ مردمانی هستند که تصور میکنند :_که حضرت ابوالفضل به آنها نیرو میدهد _که کسانی‌ هستند که اگر برایشان در این دنیا اشک بریزند آنها در آن دنیا نجاتشان میدهند_که خدا چرتکه برداشته و نمازها و رکعت‌هایشان را میشمارد_که خدا با هر که بخواهد صحبت می‌کند و هر که نخواهد نمیکند_که خدا نماینده میفرستد_که اینکه روزی خدا کسی‌ را میفرستد تا تن پروری‌ ها، حماقت‌ها و خراب کاری‌های ما را جبران کند و بسازد_که اتفاقا او از بین اینهمه شهر و دیار و کشور از ایران سر در میاورد و آنهم از شهر طاعون زده قم،... اما یک بار نمیپرسند چه کسانی‌ میدانند؟ از کجا میدانند؟ چگونه میدانند؟چه مدرک علمی‌ دارند که بر اساسش حرف میزنند؟ صحبت از بهشت و دوزخ و برزخ میکنند در حالیکه هیچکدامشان نه رفته اند و نه دیده اند، و ما مردم یک بار برایمان سوال نمی‌شود که از کجا میدانند؟چون از کودکی اینگونه بارمان آورده اند که سوال نکنیم،که هر که سوال کند ایمانش ناقص است...که هر که نپرسد و اطاعت کند بهشت بر او بایا تر است.در این بین خرافات را به راحتی‌ به خوردمان میدهند،امامزاده پشت امامزاده،دخیل پشت دخیل،دروغ پشت دروغ به حدی که دیگر کمر نمیتوانیم راست کنیم،آنوقت ناراحت می‌شویم که رئیس جمهورمان دروغ می‌گوید در حالی‌ که صبح تا شام با دریایی از دروغ‌ها سر می‌کنیم بی‌ آنکه متوجه شویم.هیچ چیز تغییر نمیکند تا خودمان را تغییر ندهیم.باید ابتدا این را باور کنیم و بعد عمل کنیم.هیچ  کس به کمکمان نمیاید و هیچ دری باز نمی‌شود تا کلید را خودمان نچرخانیم.