Monday, March 29, 2010


خوب است گاهی بپرسیم اسلام برای ایران چه کرده است؟
 ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن و ثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند و بجاش فقرو پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی استچرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اش سرو کار دارند. برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کننددر مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانندعید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر! است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزندتازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اش زیر سلطه اموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قواننین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنندعوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کردهتمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را ا آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جا سوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردنداما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد وخود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می بلعد. همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد مگر برای ما چه آوردندمعجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استفراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم. هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند. 
   صادق هدایت


مذهب و سفسطه نمادها
چیزی که به تازگی مد شده،و روشنفکران مذهبی‌ به دسیسه آن، تمام جوانب غیر عقلانی و مسخره مذهب و مذاهب را توجیه میکنند، مقوله ی نماد و بازی با این واژه است.اغلب مذاهب از آفرینش انسان تا داستان بعد از مرگ،انباشته از دریای افسانه‌ها و اسطوره هاست که پر واضح است همان گونه که اصل پیدایش مذهب از نیاز بشر بوده،پیدایش این افسانه‌ها نیز میوه ی چنین درختیست. در اسلام نیز بیشمار، افسانه‌های بی‌ اساسی‌ وجود دارد از تکرار داستان آدم و حوا تا داستان خنده دار "نکیر و منکر" شب اول قبر.میگویند تمام اینها یا اغلبشان نماد است و منظور چیز دیگریست در حالی‌ که عوام مردم به همین‌ها باور دارند و دنیایشان را همین گونه که مذاهب ترسیم کرده اند میبینند،با همین باور‌ها زندگی‌ میکنند و با همین باور‌ها میمیرند.
مردمی که در قرن ۲۱ با اینترنت و ماهواره زندگی‌ میکنند سر از این نماد‌ها در نمیاورند چه برسد به عرب بیابان گرد بیسواد ۱۴۰۰ سال پیش و قبل از آن.  این مذاهب برای کیست؟ برای چه وقت است ؟ برای دانشگاه رفتگان به ظاهر روشنفکر یا قرن ۲۵ و بعد از آن؟ به نظر من چیزی که آنقدر در لفافه ی نماد باشد که مردم عوام را با باورهای موهوم و بی‌پایه و غلط انباشته کند و از راه زندگانی دور دارد،نبودش به از بودش است.    

Friday, March 19, 2010


 احمدی نژاد درون ما ایرانیها
هر چی بیشتر رفتارهای ایرانی با رفتار دیگران مقایسه می شود بیشتر در می یابیم که (جدای از گرایش مذهبی) رفتار احمدی نژادی یک حادثه نیست و نوعی برآیند رفتار ایرانی است. (انگلیسی ها اغلب می کوشند هنگام ناگواری ها جنبه ی گوارایی بیایند و به آن خوش باشند.) گمانم بهترین جنبه ی گوارای رییس جمهور شدن احمدی نژاد این باشد که یک بار به چشم خود می بینیم چه اتفاقی می افتد اگر احمدی نژاد کوچک درون ایرانی ها رییس جمهور شود. پنهان نکنیم: هر کدام از ما یک احمدی نژاد خرد (و گاهی بزرگ) در وجودمان داریم.منظورم همان ایرانی یی است که خود را مسئول تمام دنیا می داند. ایرانی یی که مدعی تخصص در همه چیز است. ایرانی همه چیز دانی که فکر می کند خیلی زرنگ است و می تواند راه چند ده و گاهی چند سد ساله ی دیگران را در چند ماه و چند سال مثل آب خوردن بپیماید و برای دیگران شکلک هم در بیاورد. ایرانی یی که توهم توطئه دارد. ایرانی یی که به جای راه درست، عاشق میان بر است. ایرانی یی که وارد هر جمعی می شود به یکباره نسبت به تمام آن ها احساس روشن فکری و مسئولیت (الهی) می کند و می خواهد یا آن ها را از عقب ماندگی دین دار بودن برهاند و یا آن ها را از چنگ فرهنگ منحط غرب نجات دهد و به بهشت برساندشان. ایرانی یی که همیشه دوست دارد دیگران را هدایت کند و برایشان تصمیم بگیرد. ایرانی یی که برچسب زدن و مسخره کردن و کنایه زدن و (گاهی لودگی) شده است زبان ارتباط برقرار کردنش با دیگران. ایرانی یی که حذف مخالفش را بهترین راه مقابله می داند. ایرانی یی که همیشه ایرانیان دیگر را مقصر می داند.ایرانی یی که همچنان سخت در توهم «هنر نزد ایرانیان است و بس» خود را پهلوان پنبه ی تمام زمینه ها می داند. ایرانی یی که باید در باره همه چیز اظهار نظر کند. ایرانی یی که همیشه کار دیگران را قبول ندارد و باید خودش همه چیز را از اول شروع کند. ایرانی یی که هم روحیه ی تهاجم گری توخالی دارد و هم استاد مظلوم نمایی و تمارض است. ایرانی یی که به جای سخت کوشی، چشم انتظار معجزه و کارهای محیر العقول از دیگران است. ایرانی یی که عاشق کارهای زود بازده است و صبر و برنامه ی ریزی دراز مدت را دوست نمی دارد. ایرانی یی که به جای کار تیمی و گروهی علاقه ی عجیبی به فامیل بازی و محفل داری و باند بازی دارد. ایرانی یی که یاد گرفته است یا یک دنده و غد باشد و شاخ فیل را بشکند و یا توسری خور و تخدیر شده باشد و ازترس تازه به نام و نان و قدرت رسیدگان نیز سربلند نکند: راه وسطی انگار وجود ندارد و …خوب این ها حالا همه در وجود احمدی نژاد بروز و ظهور کرده است و معایبش را ظاهرا همه می بینیم و می دانیم و آن را لعن و نفرین هم می کنیم. بسیار خوب، اگر با او نمی توانیم کاری کنیم دست کم در آیینه ی او نگاه کنیم و ا حمدی نژاد کوچک درونمان را ادب کنیم و اجازه ی میدان داری را از او در منش و رفتارهای روزمره امان بگیریم تا شاید ضررهای بی شمار رفتار احمدی نژاد از شخصیت و زندگی امان رخت بندد و از قبل حکومت او سودی به ایرانمان رسیده باشد. ء
نوشته شده  به وسیله‌ی harfehesaaby

Wednesday, March 17, 2010


اندرز‌های کوروش کبیر
پیران خویش را گرامی بدارید،برنایان را به دانایی دلالت کنید.بیداران و ازادگان را نیازارید،محنت کشان خاموش را نیازارید،زنان و مادران ما را نیازارید.فطرت خویش را در چشمه های خوشبو بشویید،بر بلندا شویید،در خویش اندیشه کنید.دروغ نگویید و دشمنی نکنید.اهورا مزدا شادی را افرید.پس باور بیاورید هر حکومتی که شادی را از مردم بگیرد،شکست خواهد خورد.هر حکومتی که به اندوه مردمانش بیافزیاد شکست خواهد خورد.،برانداخته خواهد شد.همگان از حقوق برابر برخورداند.چه چوپان به کوه و چو دبیران به دشت.هشدارتان می دهم او که به کشتن ازادی بیاید هرگز از هوای اهورا خوشبو نخواهد شد.بخشوده نخواهد شد.بزرگ نخواهد شد.این سخن من است.پسر ماندانا و کمبوجیه.پس از قول من به جباران این جهان بگویید که از ظلمت خویش حتی پلاس پاره ای به گور نخواهید برد.بگذارید هرکس به ایین خویش باشد،زنان را گرامی بدارید،فرودستان را دریابید و هرکسی به تکلم قبیله خویبش سخن بگوید.ادمی تنها در مقام خویش به بزرگی خواهد رسید.شهریاران را از میان دانایان و دلیران ،دبیران و درباریان را از میان حکیمان برگزینید و گفتم جز به پندار نیک در سرنوشت مردم ننگرید،و جز به گفتار نیک با مردم سخن مگویید،و گفتم جز به کردار نیک با مردمان همراه نشوید که بزرگی ،بزرگی می اورد و عدالت،عدالت.امیران،اسپهبدان و شهریاران را بگویید هرگز به مرمان خویش دروغ نگویید.تا راستی هست ،کاستی به کشور شما راه نخواهد یافت.من هرگز حتی به دشمنان خویش نیز دروغ نگفته ،نمی گویم.درماندگان را کسان خویش بدانید.ناتوان را یاری دهید و توانا را تکریم کنید.این سخن من است.اولاد پرشیا.تازیانه و ظلمت هرگز زیور حکومت نخواهند شد.پس به نیکی بشنو،به نیکی ببین،و به نیکی باور کن.مقام ادمی ،مقام حقیقت است.به حاکمان هفت اقلیم می گویم بر مردمان شمشیر نکشید،زیرا روزی بر شما شمشیر خواهند کشید.بزرگ باشید.بخشنده و بی دلیل.هرگز هیچ شکست خورده ای را تحقیر مکنید.هیچ اسیری را دشنام ندهید.همیشه.هرکجا همگان را گرامی بدارید.زیرا مدارا مکتب من است.این دعای من است:کودکانتان شیرین زاد،خواب هاتان خوش،رمه هاتان بسیار،رودهاتان جاری و جهانتان روشن باد

منبع:گزین گونه هایی از کورش پاک سرشت به امیران و اسپهبدان و بزرگان خود

Sunday, March 14, 2010


متاسفانه اغلب اینگونه میاندیشند، آنکس که به ادیان و مذاهب معتقد نیست،به خدا نیز اعتقادی ندارد!
 در صورتی که اینگونه نیست.تصور قبول نیرویی برتر(خدا یا هر اسم دیگری) مستلزم قبول مذهب یا مذاهب نیست، دایرهٔ اعتقاد به خدا وسیع تر از مذهب و ادیان است اما اغلب اینگونه در آگاه یا ناخود آگاهشان میاندیشند. ادیان وسیله اند(وسایلی‌ محدود و ساخته دست بشر) نه هدف .کسانی‌ ترجیح میدهند از این وسایل استفاده کنند و کسانی‌ ترجیح میدهند استفاده نکنند.حصار‌ها را باید شکست.تا زمانی‌ که یکطرفه همه چیز را میپذیریم و در این غل و زنجیر محدودهٔ بستهٔ فکریمان هستیم هیچ روزنه نوری را نخواهیم دید...

Thursday, March 11, 2010


آقای پتریوس ٫فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و آسیای مرکزی ٫گفته که حکومت ایران در حال گذار از دین سالاریبه اوباش سالاری است.آقای پتریوس!جمهوری اسلامی از همان ابتدا حکومت اوباش بود.
من به دین اعتقاد ندارم.به نظر من دین بزرگترین دروغ تاریخ است.با این حال  شعارها و احکام دینی که از سال اولتحصیل به خورد ما دادند٫آیه هایی که بناست حرف های خدا باشد وگل واژه های پیامبرانی که  آخر نفهمیدم چرا افتخار آشنایشون منحصر به مردم ۱۴۰۰ سال پیش به قبلشد٫دخلی به رفتار این حکومتی که من زیر سایه ی ترس و نفرتش بزرگ شدم ندارند.   انسان هایی که با بدن سوراخشده روی تخت های سردخانه دراز کشیدند واعدام های راهرو های سرد و تیره ٫به دست جلادانی که خود قاضیبیدادگاه های این نظام شدند شباهتی با  حرف های معلم دینی های پشمالویمان که در بهترین حالت بوی گند گلاب میدادندنداشتندو هیچ کدام از هزاران هزار شعاراحمقانه ای  که بر در و دیوار شهر کج و کوله مان نوشتند نگفت که باید هزارانهزار جوان بی گناه را کشت و در گورهای دست جمعی خاوران به خاک سپرد.
حکومتی که کودکی و نوجوانی من در لجنزار آن گم شد و رفت ٫ همیشه پر از هیولاهای ریشویی بوده که شلوار پارچه ایمی پوشیدند و شب ها با چماق سر خیابانها می ایستادند و با نگاهی نفرت انگیز سر و پایت رو بو می کشیدند.هیولاهایی که با قمه و چاقو به سخنرانی ها و گردهمایی ها حمله می کردند و خنجر حماقت  خود را بر تن هر از بخت برگشته ای که دم دستشان بود می کشیدند.همین هیولا ها بعدا به لندن و مالزی و هندوستان مشرف شدند و با مدرکی بعضا قلابی بازگشتند و حال داعیه ی حکومت دارند.میدانید ما برای این ها چه اسمی داریم؟اوباش٫لات٫چاقوکش...
آقای پتریوس!
 در دینی که به اجبار به ما آموختند٫آمده است اجباری در دین نیست!و احدی را به خاطر عقایدش نباید آزرد.می دانید عده ای از هم وطنان من به خاطر مذهبشان ٫ حتی برای دفن مردگان خود تحت آزارند؟کجای دین من یا شما آمده خراب کردن قبر رفتگان ٫برای اذیت کردن ماندگانشان؟
تصاویر پلیس این حکومت را ندیده اید که آفتابه به گردن مجرم انداخته برای تحقیر؟
ندای ما را ندیدید کف خیابان  ناگه خون بی عدالتی از دهانش بیرون ریخت؟
مامورحکومت را ندیدید که زنی بی دفاع را با ضربه ای نقش بر زمین کرد؟
نگون بختی که زیر چرخ های ظلم له شد چطور؟

جناب فرمانده

نمک به زخم ما نپاشید
ما را به سخره نگیرید
حکومت ما از بدو تولد اوباش سالار بوده
و اشتباه نکنید.
گذار ما...

فقط به آزادیست.
نوشته شده   توسط ye naam  

Saturday, March 06, 2010


"خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود .
روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

من بدو گفتم : 
بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .


خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی .

و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است .
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام .
از "غوتمه ( بودا ) "در خاورزمین تا "مانی ایرانی" در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند .

آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و 
معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد .
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟


در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد .
در اسلام تو را می گویند :


دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

و این " اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند .
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان ....
از اسرار اللطیفه و الکسیله

Friday, March 05, 2010


هرگز به آنچه که می‌دانید ایمان نداشته باشید،چرا که دچار تعصّب خواهید شد.
دانسته‌های ما نسبت به ندانسته‌هایمان بیشمار است،پس یقین نکنید آنچه می‌دانید تغییر ناپذیر است.زمانی‌ ما میندیشیدیم زمین صاف است و بر دانسته یمان آنچنان مصمم بودیم که آدم میکشتیم...امروز بر آن باورمان تنها میخندیم.
مخصوصاً در مورد باور‌های مذهبی‌.چرا که تقریبا تمام مذاهب بر افسانه‌ها و اسطوره‌ها بنا شده،و زمانی‌ که ما ایمان می‌آوریم ،چشمانمان را میبندیم و تنها پیروی می‌کنیم، همچون گوسفندان لا شعور...در مذهب عقل جایگاهی ندارد ،سوال اینجاست پس هدف از بودنش چیست؟  
 شک بهترین ناجی در این دنیای طوفانیست.زمانی‌ که قدرت شک کردن را به دست آوریم ،آمادهٔ یادگیری هستیم.