Monday, March 29, 2010


مذهب و سفسطه نمادها
چیزی که به تازگی مد شده،و روشنفکران مذهبی‌ به دسیسه آن، تمام جوانب غیر عقلانی و مسخره مذهب و مذاهب را توجیه میکنند، مقوله ی نماد و بازی با این واژه است.اغلب مذاهب از آفرینش انسان تا داستان بعد از مرگ،انباشته از دریای افسانه‌ها و اسطوره هاست که پر واضح است همان گونه که اصل پیدایش مذهب از نیاز بشر بوده،پیدایش این افسانه‌ها نیز میوه ی چنین درختیست. در اسلام نیز بیشمار، افسانه‌های بی‌ اساسی‌ وجود دارد از تکرار داستان آدم و حوا تا داستان خنده دار "نکیر و منکر" شب اول قبر.میگویند تمام اینها یا اغلبشان نماد است و منظور چیز دیگریست در حالی‌ که عوام مردم به همین‌ها باور دارند و دنیایشان را همین گونه که مذاهب ترسیم کرده اند میبینند،با همین باور‌ها زندگی‌ میکنند و با همین باور‌ها میمیرند.
مردمی که در قرن ۲۱ با اینترنت و ماهواره زندگی‌ میکنند سر از این نماد‌ها در نمیاورند چه برسد به عرب بیابان گرد بیسواد ۱۴۰۰ سال پیش و قبل از آن.  این مذاهب برای کیست؟ برای چه وقت است ؟ برای دانشگاه رفتگان به ظاهر روشنفکر یا قرن ۲۵ و بعد از آن؟ به نظر من چیزی که آنقدر در لفافه ی نماد باشد که مردم عوام را با باورهای موهوم و بی‌پایه و غلط انباشته کند و از راه زندگانی دور دارد،نبودش به از بودش است.    

No comments: